بیشتر معاملهگرها تصور میکنند راز موفقیت در پراپ، داشتن یک استراتژی معاملاتی فوقالعاده است. اما تجربه صدها حساب پراپ نشان میدهد عامل اصلی حذف تریدرها، نه تحلیل اشتباه، بلکه مدیریت ریسک پراپ و مدیریت سرمایه ضعیف است.
در این مقاله مدلی را بررسی میکنیم که خودم در حسابهای پراپ و همچنین منتورینگ معاملهگران استفاده کردهام؛ مدلی که هدف آن بیش از هر چیز، حفظ حساب و افزایش احتمال رسیدن به اولین برداشت است.
افزایش ناگهانی حجم معاملات، بزرگترین دشمن حسابهای پراپ است.
صرف رعایت قوانین شرکت کافی نیست؛ باید محدودیتهای شخصی خودتان را هم تعریف کنید.
تا زمانی که حساب حفظ شود، فرصت رسیدن به تارگت همیشه وجود دارد.
بیشتر معاملهگرهایی که وارد چالشهای پراپ میشوند، ساعتهای زیادی را صرف پیدا کردن بهترین استراتژی معاملاتی میکنند. از اسمارت مانی گرفته تا پرایس اکشن، ICT، عرضه و تقاضا یا هر سبک دیگری؛ همه به دنبال نقطه ورود بهتر هستند.اما بعد از مدتی اتفاق عجیبی رخ میدهد.
همان معاملهگری که روی حساب شخصی خودش عملکرد قابل قبولی داشته، بعد از خرید یک حساب پراپ در کمتر از چند روز قوانین دراودان را نقض میکند و حسابش از بین میرود.
در اکثر مواقع مشکل از استراتژی نیست از اینجاست که قوانین ریسک در پراپ فرم، رفتار معاملهگر را تغییر میدهد
وقتی میدانید با چند معامله اشتباه ممکن است کل حساب از دست برود، تصمیمهایی میگیرید که شاید هیچوقت روی حساب شخصی خودتان نمیگرفتید؛ حجم معاملات را افزایش میدهید، برای جبران ضرر عجله میکنید یا فقط به این فکر میکنید که هرچه سریعتر به تارگت سود برسید.
به همین دلیل، مهمترین مهارتی که قبل از خرید یک حساب پراپ باید داشته باشید، مدیریت سرمایه است؛ نه صرفاً پیدا کردن نقاط ورود بهتر.
هدف مدیریت سرمایه چالش پراپ ها، افزایش سود نیست؛ هدف آن جلوگیری از حذف شدن حساب است. تا زمانی که حساب شما حفظ شود، فرصت رسیدن به تارگت سود همیشه وجود خواهد داشت.
اگر بخواهم بعد از تجربه کار با معاملهگران مختلف، پاس کردن چندین حساب پراپ و همچنین بررسی عملکرد اعضای منتورینگ فقط به یک دلیل برای شکست اکثر افراد اشاره کنم، آن دلیل این است:
بیشتر معاملهگران از همان روز اول، به جای اجرای پلن معاملاتی، ذهنشان درگیر این سؤال است:
همین طرز فکر، نقطه شروع بیشتر اشتباهات بعدی است.معاملهگر برای رسیدن سریعتر به سود:
حجم معاملات را افزایش میدهد. معاملات بیشتری انجام میدهد. وارد موقعیتهایی میشود که کیفیت لازم را ندارند. بعد از ضرر، برای جبران عجله میکند و در نهایت قوانین مدیریت ریسک را زیر پا میگذارد. در حالی که شرکتهای پراپ دقیقاً برعکس این رفتار را دنبال میکنند. آنها به دنبال معاملهگری هستند که بتواند ماهها بدون نقض قوانین معامله کند، نه کسی که در سه روز به تارگت برسد اما هفته بعد کل حساب را از دست بدهد.
به همین دلیل، قبل از اینکه درباره بهترین ریسک برای پراپ فرم ها صحبت کنیم، باید این ذهنیت را اصلاح کنیم:
هدف اصلی چالش، رسیدن سریع به تارگت نیست؛ هدف اصلی، حفظ حساب تا زمان رسیدن به تارگت است.
همین تغییر نگاه، پایه تمام قوانینی است که در ادامه مقاله بررسی خواهیم کرد.
اگر هنوز با ساختار فعالیت شرکتهای پراپ، مدلهای تأمین سرمایه و تفاوت حسابهای Challenge و Instant آشنا نیستید، پیشنهاد میکنیم ابتدا مقاله «پراپ تریدینگ چیست؟» را مطالعه کنید
بزرگترین عامل موفقیت تریدرها, اجازه نمیدهند یک روز یا یک هفته بد, کل حسابشان را از بین ببرند
مدلی که در ادامه میبینید، یک قانون ثابت و غیرقابل تغییر نیست. شما باید آن را متناسب با استراتژی، وینریت، تعداد معاملات و سبک معاملهگری خودتان شخصیسازی کنید.
اما اگر هنوز مدل مشخصی برای مدیریت سرمایه ندارید، این پنج مرحله میتواند نقطه شروع بسیار خوبی باشد.
قانون اول: قبل از باز شدن معامله، دقیقاً بدانید اگر استاپ بخورد چند درصد از حسابتان از بین میرود.
به نظر ساده میآید اما همین موضوع، یکی از رایجترین دلایل حذف شدن تریدرها در پراپ است.برای بیشتر معاملهگرها، مدیریت ریسک پراپ بین ۰.۵ تا ۱ درصد در هر معامله عدد مناسبی است. البته این عدد برای همه یکسان نیست.اگر اسکلپر هستید و روزانه چندین معامله انجام میدهید، طبیعتاً باید ریسک هر معامله کمتر باشد.
اما اگر معاملهگر سوئینگ هستید و شاید در طول هفته فقط دو یا سه موقعیت مناسب پیدا کنید، میتوانید کمی ریسک بیشتری در نظر بگیرید؛ البته به شرطی که هیچوقت از محدودهای خارج نشوید که قوانین حساب را تهدید کند.
نکته مهم اینجاست که ریسک هر معامله باید از قبل مشخص شود، نه اینکه بعد از دیدن یک موقعیت خوب یا یک خبر مهم تغییر کند.
اگر میزان ریسک هر معامله بر اساس احساسات تغییر کند، دیگر مدیریت سرمایه حساب پراپ ندارید؛ فقط دارید حجم معاملات را حدس میزنید.
یکی از بهترین کارهای که باید برای مدیریت سرمایه در پراپ تریدینگ کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که قبل از شرکت در چالش، برای خودتان قانون شخصی داشته باشید.
مثلاً اگر در طول یک روز معاملاتی بین ۱.۵ تا ۲ درصد ضرر کردید، همان روز معامله را متوقف کنید. شاید بازار بعد از آن بهترین فرصت دنیا را هم ایجاد کند، اما تجربه نشان داده بیشتر ضررهای سنگین دقیقاً بعد از همین جمله شروع میشوند:
همین یک معامله اضافه، خیلی وقتها پایان حساب پراپ است.
اگر سبک معاملاتی شما بلندمدتتر است، میتوانید این قانون را به جای روزانه، به صورت هفتگی تعریف کنید.
هدف این قانون فقط جلوگیری از ضرر بیشتر نیست؛ بلکه فرصتی است تا ذهن شما از فشار معاملات خارج شود و روز بعد دوباره با آرامش تصمیم بگیرید.
جهت اطلاع از وضعیت شرایط مارکت و تحلیل های بازار, عضو چنل تلگرامی شوید.
هیچ استراتژیای وجود ندارد که همیشه سود بدهد.
همه ما هفتههایی را تجربه کردهایم که بازار دقیقاً بر خلاف انتظارمان حرکت کرده است. اگر در طول هفته حدود ۴ تا ۵ درصد وارد ضرر شدید، به جای اینکه دنبال جبران باشید، چند روز از بازار فاصله بگیرید.
این کار شاید در لحظه سخت باشد، اما در بلندمدت یکی از مهمترین دلایل حفظ حساب خواهد بود. مارکت هفته بعد هم باز است. فرصتهای معاملاتی تمام نمیشوند.
اما اگر حسابتان از بین برود، دیگر فرصتی برای استفاده از آن موقعیتها نخواهید داشت.
گاهی بهترین معامله، معامله نکردن است
یکی از رفتارهایی که بارها در بین تریدرهای پراپ دیدم این است که بعد از یکی دو معامله سودده، ناگهان احساس میکنند امروز روز آنهاست. نتیجه چیست؟
ریسک معاملات از ۰.۵ درصد به ۱ درصد، از ۱ درصد به ۲ درصد و گاهی حتی بیشتر افزایش پیدا میکند.
مشکل اینجاست که بازار هیچ تعهدی ندارد که بعد از چند معامله سودده، معامله بعدی هم سودده باشد.
اگر قرار است حجم معاملات افزایش پیدا کند، این افزایش باید تدریجی و از قبل برنامهریزی شده باشد؛ نه بر اساس هیجان.
فرض کنید حساب شما حدود ۴ درصد وارد سود شده است. در چنین شرایطی میتوانید طبق برنامه، ریسک هر معامله را از ۰.۵ درصد به ۰.۷۵ درصد افزایش دهید تا سرعت رشد حساب کمی بیشتر شود. اما این افزایش نباید ناگهانی باشد و نباید بعد از هر معامله سودده اتفاق بیفتد.
برای افزایش حجم و رسیدن به تارگت بعداز رسیدن به به درصد مشخصی (مثلا 3 الی 4 درصد) ریسک معاملات رو افزایش میدم تا سرعت رشد حساب بالا برود و اگه مجددا حساب به مرحله اولیه برگردد ریسک کم خواهد شد
بیشتر معاملهگرها دقیقاً برعکس رفتار میکنند. وقتی حساب وارد سود میشود، با احتیاط معامله میکنند؛ اما به محض اینکه چند استاپ پشت سر هم میخورند، حجم معاملات را افزایش میدهند تا ضرر را سریعتر جبران کنند.
اگر حساب شما حدود ۵ درصد وارد افت سرمایه شده است، بهتر است برعکس عمل کنید و ریسک هر معامله را کاهش دهید. مثلاً اگر تا امروز با ریسک ۱ درصد معامله میکردید، حالا آن را به ۰.۷۵ یا حتی ۰.۵ درصد کاهش دهید. این کار دو مزیت مهم دارد.
اول اینکه سرعت افت سرمایه کمتر میشود.
دوم اینکه فشار روانی معاملات نیز به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند و تصمیمهای منطقیتری خواهید گرفت.
یادتان باشد بازار همیشه فرصت جدید معامله میدهد
شاید رایجترین اشتباه همین باشد.بعد از دو یا سه استاپ، معاملهگر با خودش میگوید:
«اگر این معامله سود بدهد، همه ضررها جبران میشود.»
اما معمولاً نتیجه برعکس است و همان معامله آخر باعث از بین رفتن حساب میشود.
گاهی بعد از چند معامله موفق، احساس شکستناپذیری میکنیم و گاهی بعد از چند ضرر، اعتمادبهنفسمان کاملاً از بین میرود.اگر میزان ریسک هر معامله با احساسات شما تغییر کند، مدیریت سرمایه عملاً بیمعنی میشود.
بعضی از معاملهگرها فقط به قوانین شرکت پراپ نگاه میکنند. مثلاً چون دراودان روزانه شرکت ۵ درصد است، تصور میکنند تا رسیدن به آن عدد میتوانند معامله کنند.
در حالی که بهتر است قبل از رسیدن به محدودیت شرکت، خودتان معاملات را متوقف کنید. این همان تفاوت بین رعایت حداقل قوانین و معاملهگری حرفهای است.
ممکن است یک معاملهگر با وینریت ۷۰ درصد بتواند با ریسک ۲ درصد معامله کند. اما اگر وینریت سیستم شما ۴۵ درصد باشد، همان میزان ریسک احتمالاً خیلی زود باعث حذف حسابتان خواهد شد.
مدیریت سرمایه باید متناسب با شخصیت، استراتژی و آمار واقعی معاملات خودتان طراحی شود
مدلی که در این مقاله معرفی کردیم، یک چارچوب عمومی است؛ نه یک نسخه ثابت برای همه معاملهگرها.
قبل از اینکه میزان ریسک هر معامله را مشخص کنید، باید پاسخ چند سؤال را بدانید:
وقتی جواب این سؤالها را بدانید، خیلی راحتتر میتوانید مدل مدیریت سرمایهای طراحی کنید که با شخصیت معاملاتی خودتان هماهنگ باشد.
به همین دلیل است که دو معاملهگر با یک استراتژی یکسان، ممکن است به دو مدل مدیریت سرمایه کاملاً متفاوت برسند.
بیشتر معاملهگرها فکر میکنند موفقیت در پراپ یعنی پیدا کردن بهترین نقطه ورود. اما بعد از سالها معامله و بررسی عملکرد تریدرهای مختلف، به این نتیجه رسیدم که مهمترین عامل موفقیت، زنده نگه داشتن حساب است.
استراتژی خوب میتواند به شما سود بدهد، اما این مدیریت سرمایه است که اجازه میدهد آن سود را بارها و بارها تکرار کنید. اگر بخواهم تمام این مقاله را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
در پراپ، اول باید یاد بگیرید چطور نبازید؛ بعد به فکر سود کردن باشید.
قوانینی که در این مقاله بررسی کردیم تضمین نمیکنند که هر چالشی را پاس خواهید کرد، اما احتمال اشتباهات رایج و حذف شدن حساب را به شکل محسوسی کاهش میدهند. در نهایت، بهترین مدیریت سرمایه، مدلی است که با آمار واقعی معاملات، شخصیت و سبک معاملاتی خودتان هماهنگ باشد؛ نه مدلی که صرفاً برای دیگران جواب داده است.
خیر. میزان ریسک به تعداد معاملات، وینریت، ریسک به ریوارد و سبک معاملاتی شما بستگی دارد. برای بسیاری از معاملهگرها، ریسک بین ۰.۵ تا ۱ درصد انتخاب مناسبی است.
بهترین ریسک برای پراپ, ریسکی هست که متناسب با استراتژی شما و بر اساس بیشتر استاپ پشت سرهم هماهنگ شده باشد
بهتر است حجم معاملات را کاهش دهید یا برای مدتی معامله نکنید. تلاش برای جبران سریع ضررها معمولاً باعث افزایش اشتباهات و نقض قوانین پراپ میشود.
خیر. این یکی از رایجترین دلایل از دست رفتن حسابهای پراپ است. بهتر است تا پایان چالش همان برنامه مدیریت سرمایه را حفظ کنید.
اگر استراتژی سودده نداشته باشید، مدیریت سرمایه به تنهایی شما را سودده نمیکند. اما حتی بهترین استراتژی هم بدون مدیریت سرمایه، در حسابهای پراپ دوام نخواهد آورد. موفقیت زمانی حاصل میشود که این دو در کنار هم اجرا شوند.
ورود با موفقیت انجام شد